محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

17

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

جواب دادن پيغمبر عليه السّلام مسأله هاى جهودان را آنچه در تورات بود و گفت آنچه پرسيدند كه صفت خداى عزّ و جلّ ما را بگوى ، پيغمبر عليه السّلام گفت خداوند من بى چون و چگونه است ، او را چون و چگونه نتوان گفتن از بهر آنكه او به هيچ چيز ماننده نيست و هيچ چيز به دو بنماند . و جبرئيل عليه السّلام اين سوره بياورد : * ( قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ ، الله الصَّمَدُ 112 : 1 - 2 ) * ، تا آخر . گفت صفت خداوند من اين است كه او خويشتن را گفته است ، و بيش از آنكه او گفته است او را صفت نتوان كرد . و تفسير اين بسيار گفته‌اند ، چون اين تاريخ است بسيار ياد نكردم تا دراز نگردد و اين سوره به جواب اين مسأله بس است . اما آنچه پرسيدند كه ستاره چند است از رونده و ايستاده آنچه معلوم است و معروف گفت بدين آسمانها هفت ستارهء سيّاره مىباشد ، و صد و بيست و چهار هزار ستاره است ايستاده ، و منازل بيست و هشت كه ماه هر شبى به منزل از اين منزلها باشد و دوازده ستاره كه هر ماهى به برجى باشد . و قصّهء اين ستارگان و سير ايشان بدين كتاب اندر به جاى خود گفته آيد . و اما آنچه گفتيد اين جهان را به چند روز آفريده است و تا چند هنگام بدارد . و گفت خداى عزّ و جلّ اين جهان را به شش روز [ b 3 ] آفريده است چنان كه فرمود : * ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما في سِتَّةِ أَيَّامٍ وَما مَسَّنا من لُغُوبٍ 50 : 38 ) * . و هر روزى از اين روزها هزار سال باشد ، چنان كه خداى تعالى گفت : * ( وَإِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ ) *